​اولین و آخرین رهایی

خانم منوچهری ۱۳۹۵/۰۸/۲۵ ۰

اولین و آخرین رهایی اثر جیدو کریشنا مورتی

فکر میکنم بهتره بخشی از کتاب رو بدون هیچ تغییری براتون بذارم تا خودتون چیزی که باید رو برداشت کنید.

آنچه من در ارتباط با دیگری هستم به وجود آورنده ی جامعه است و بدون اینکه من خود را از ریشه دگرگون سازم تحولی در نقش اساسی جامعه به وجود نخواهد آمد؟ هنگامی که برای دگرگونی یک جامعه در یک سیستم دقیق شویم تنها از پاسخ به این سوال طفره می رویم. زیرا این سیستم نیست که توانا به دگرگون ساختن انسان است بلکه انسان است که سیستم را همیشه دگرگون می کند و این چیزی است که تاریخ گواه آن است.

تا هنگامی که من خود را در رابطه با شما درک نکنم موجب هرج و مرج، بیچارگی، ویرانی،ترس و ددمنشی خواهم بود. درک خود به زمان بستگی ندارد. من می توانم خود را در همین لحظه درک کنم اگر بگویم فردا خود را درک خواهم کرد موجب آشفتگی و بیچارگی شده ام و عمل من ویرانگر است. همان لحظه ای که بگویم خواهم فهمید عنصر زمان را به میان کشیده ام و بنابراین همان هنگام در یک موج آشفتگی و انهدام خود را درگیر کرده ام. ادراک هم اکنون است نه فردا؛ فردا برای ذهن تنبل است. برای ذهن حلزون مانند است برای ذهنی است که علاقه ای در آن وجود ندارد.

هنگامی که انسان به چیزی علاقه مند است بی درنگ آن را انجام می دهد. ادراک آنی صورت می گیرد. دگرگونی فوری است. اگر اکنون دگرگون نشوید هرگز نخواهید شد! زیرا تغییری که فردا صورت می گیرد، تحول نیست بلکه نوعی تعدیل است. انقلاب حالاست نه فردا.

اگر چنین اتفاقی رخ دهد شما دیگر هیچ مشکلی ندارید. زیرا خود دیگر نگران خود نیستید، آنگاه شما در فراسوی موج ویرانگر قرار می گیرید.  

فرستادن دیدگاه »

*

code